مرتضى راوندى

254

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

فاتحان عرب بودند . اين فئودالها كه بيشتر در قلاع خود زيست مىكردند ، اكنون در شهر بسر مىبردند و كمتر در املاك خويش زندگى مىكردند . فئودالهاى مزبور در عين‌حال ، با شركتهاى بزرگ بازرگانى و تجار عمده‌فروش ، كه به تجارت خارجى و ترانزيتى مشغول بودند ، ارتباط داشتند و بخشى از عوايد حاصله از مال الاجارهء املاك را به شركتهاى بزرگ تجارى مىسپردند و اينان سهم سود ايشان را به صورت كالا و بيشتر به صورت منسوجات مىپرداختند . اين گونه نزديكى بعضى از دستجات فئودال ، با تجار بزرگ ، يك پديدهء خاص تاريخ ايران و بسيارى از كشورهاى مجاور آن ، در مشرق زمين بوده است . بدين‌سبب ، در اينجا بر خلاف آنچه در دوران قرون وسطى در اروپاى غربى جريان داشته ، تجار بزرگ ، قطب مخالف فئودالها نبوده با ايشان مبارزه نمىكردند و برعكس ، باتفاق فئودالها ، عليه نهضت پيشه‌وران و بينوايان به پيكار مىپرداختند . بالنتيجه چون نيروهاى اجتماعى در ايران به اين شكل صف‌آرايى كرده بودند ، سازمانهاى صنفى پيشه‌وران شهرهاى ايران خيلى ضعيفتر از شهرهاى اروپاى غربى بودند و نتوانستند انحصار صنفى را در شهرها برقرار كنند و نمىتوانستند نرخ محصولات پيشه‌وران را چنان كه در مغرب متداول بود ، به ميل خود ، در بازار معين كنند . از منابع تاريخى چنين برمىآيد كه وقتى صنف نانوايان كوشيد ، در شهر غزنه ، قيمت جديدى براى نان وضع كند ؛ سلطان محمود غزنوى امر كرد رئيس صنف ايشان را به زير پاى پيلان بيفكنند . مقامات شهرى ، از قبيل رئيس ، قاضى و امام جماعت و محتسب و عسس و غيره از اعيان محل انتخاب مىشدند . در ايران و ديگر كشورهاى آسياى مقدم و ميانه ، ادارهء امور شهرها بطور كلى بر اثر مخالفت فئودالها ، كه از طرف تجار بزرگ پشتيبانى مىشدند ، در دست خود ساكنين شهرها نبود ، و فقط كويهاى شهر و اصناف و اتحاديه‌هاى تجار و روحانيان حق داشتند از خود رئيسى انتخاب كنند كه تابع رئيس شهر بود . پيشه‌ورانى كه در اتحاديه‌هاى اصناف گردآمده بودند و از استادان و خليفه‌ها و شاگردان مركب بودند از لحاظ حقوق آزاد شمرده مىشدند ، ولى در بسيارى از شهرها كماكان به دولت و يا فئودالهاى محلى خراجى به صورت مصنوعات پيشهء خود مىپرداختند . مركز زندگى اجتماعى شهر بازار ، و يا صحيحتر بگوييم ، چندين رسته بازار بود . مركز بازارها معمولا نقطهء تقاطع بازارهاى اصلى بود كه به فارسى « چهارسو » و به عربى « مربعه » مى - ناميدند . در اطراف و نزديك چهارسو ، معاملات عمدهء كلىفروشى ، در ابنيهء مخصوصى به نام كاروانسراى صورت مىگرفت ( مترادف « فندق » يونانى ) . كاروانسراها در عين‌حال مهمانسرايى براى تجار تازه‌وارد بيگانه و انبار كالاها و بورس معاملات عمده بود . به گفتهء ناصرخسرو ، شاعر و جهانگرد بزرگ ، در اصفهان در اواسط قرن يازدهم ، تنها در يك خيابان پنجاه كاروانسرا وجود داشت . معمولا هر شركت تجارى از خود كاروانسرايى داشت . از آنجايى كه حمل مبالغ هنگفت بسبب وجود راهزنان ، خالى از خطر نبود ، معاملات عمدهء تجارتى بوسيلهء چك انجام مىگرفت . حتى كلمهء چك هم فارسى است . تاجرى كه عازم